ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

552

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

بولس بن الزعيم الحلبى ( متولد حدود سال 1627 ) كه از نوجوانى در سفرها همراه پدر و از سال 1648 رئيس كشيشان اسقفى شده بود ، كتاب را به زبان عربى تأليف كرده است . 30 در نتيجهء همين وضع بولس تا حدّى تعليم يافت ، ولى سطح فرهنگ وى بالا نبود . به خلاف پدر خطاطى ماهر بود و تعدادى نسخه كه به خطّ او به جا مانده از مهارت فوق العادهء وى در اين رشته حكايت دارد . مؤلّفات وى مانند آثار پدرش ترجمه و نقل از منابع يونانى است . 31 مهمترين آثار وى ، على الاطلاق ، گزارش بزرگ و اصيل سفر اوّل اسقف به تركيه ، مولداوى ، والاكيا ، اوكراين ، و روسيهء مسكوى است . ماكاريوس نخستين عرب سورى نبود كه كشور روس را مىديد . به دوران تزار فيودور ايوانوويج اسقف كليساى انطاكيه ، يوآكيم‌ضو ( 1582 - 1592 ) ، براى گفت و گو دربارهء مسائل مربوط به حوزهء اسقفى به روسيه آمد . او نيز عرب بود و مدت دو ماه - از هفدهم ژوئن تا يازدهم اوت سال 1586 - در مسكو ماند . وى در سفر خويش راه خشكى معمول را پيمود و از آسياى صغير و مولداوى ، والاكيا ، و اوكراين گذشت و چنان كه خواهيم ديد گزارشى مختصر از سفر وى به جا ماند كه متأسّفانه به دست ما نرسيده است . اسقف مذكور مدّتى دراز در شهر لووف ماند و در اوّل ژانويهء سال 1586 منشورى را ، كه در محافل علمى شهره است ، به زبان عربى براى مسيحيان لووف صادر كرد . 32 ماكاريوس و بولس تصوير اسقف را در محلّ مطران نشين كيف ديدند ، كه امضاى يونانى او را داشت . 33 بايد بگوييم كه بولس از اين سفر انديشهء روشنى نداشت ، يك بار مىگويد كه « نود و پنج سال پيش ، در دوران ايوان بود » ، 34 بار ديگر گويد : « هفتاد و دو سال از آن گذشته » ، 35 و گفتهء اخير به صحّت نزديكتر است . بولس بر ضد خويش سخن مىكند كه گويد : « پس از آن كسى به روسيه سفر نكرد » . 36 زيرا اسقف افتيموس ( 1635 - 1647 ) به دوران تزار ميخاييل فيودوروويچ مطران ارميا ، مطران عكار ، را كه اصلش از حلب بود به منظور جمع‌آورى صدقه براى كليسا به سوريه [ ظاهرا روسيه ] فرستاد ، ولى به سبب طمع فرماندار پوتيوال نزديك مرز توقيف شد و همانجا بمرد 37 و ماكاريوس و بولس قبر او را در دير عذرا نزديك پوتيوال بديدند . 38 بعيد نيست كه انگيزهء سفر ماكاريوس به بلاد مسكوى چيزى از قبيل دعوت خصوصى بوده است . به سال 1652 ارسنى سوخانوف ، كه بعدها به نام قدّيس جرجيوس امين دير ثالوث مقدّس شد ، از سوريه گذشت . 39 وى را از مسكو براى تدوين « گزارشى از اماكن مقدّس و مراسم كليساى يونانى » فرستاده بودند . 40 و اين نخستين سفر او در مشرق نبود . به هنگام بازگشت كه از گرجستان نيز گذشت ، روز پنجم مه سال 1652 را در دمشق گذرانيد و مهمان اسقف انطاكيه بود . در نوزدهم همان ماه به حلب رسيد و در حدود يك هفته در محل مطران‌نشين